توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

هاشم زرین کیا هستم علاقه زیادی به یاد گرفتن و یاد دادن و ارزش ایجاد کردن دارم.
این یادگیری میتونه مطالعه کاغذی باشه میتونه تو کار باشه یا حتی تو سفر یا شاید هم همنشینی با انسان ها و البته متمم خوانی یا در راه متمم خوانی باشه.
تا الان یه کارایی کردم الان یه کارایی میکنم و یه کارایی هم در آینده قراره بکنم.
این وبلاگ بیشتر جایی است که من توش تمرین نوشتن میکنم و البته سعی میکنم دیدگاهم رو نسبت به چیز ها مطرح کنم پس انتطار ساختار های علمی و اکادمیک نباشید.
نوع نوشتار این وبلاگ هم بیشتر شبیه گفتار روزمره من است تا نگارشی از جنس بسیار رسمی کتابی

ضمنا با عرض پوزش بابت این که فونت کلمات پست ها خیلی کوچکن دلیل این که فونت این وبلاگ به این شکل است دو تا چیزه:

1 - اونی که قصد خواندن داره دنبال خواند سرسری نباشه
2- بیشتر با متن کلنجار بره

محبوب ترین مطالب

۸ مطلب در بهمن ۱۳۹۶ ثبت شده است

یکی از علایق مطالعاتی من بررسی تمدن ها و مطالعه در مورد ساختار های تاریخی و شکل گیری  بشری است.
از خوندن تاریخ تمدن تا خواندن کتاب های تاریخی و دستنوشته ها و...
در حال حاضر هم که درگیر کتاب انسان خردمند هستم که به نظرم بررسی فوق العاده ای کرده است.


بنابر چیز هایی که خوندم(چه در این کتاب و چه در کتاب های دیگه) به نتیجه های ساده ای رسیدم و یه دیدی پیدا کردم (احتمال بسیار زیاد وقتی من این نظرم رو بدم دسته ای از مخاطبان هم نظر با من نیستن یکسری هم هستند ولی خب نظر دادن کار سختی نیست و من دارم انجامش میدم و این پست یه جورایی دست نوشته و خلاصه برداری از اون مطالبی است که همگی مجوز ارشاد اسلامی رو دارند یا نقل قول از کسانی است که مجوز ارشاد اسلامی را صادر میکنند)

دلایل ایجاد شدن حکومت ها و کشور ها و ساخت تمدن ها ایجاد ادیان مشترک توسط انسان ها :

1-ایجاد ثبات در معاملات مالی

2- احقاق حقوق بین افراد جامعه

3- بالا رفتن اعتماد اجتماعی

4- کمک در ایجاد کسب و کار ها فعالیت های زیربنایی به صورت عمومی

5- بالا بردن امنیت اجتماعی- سیاسی- نظامی

6- عزت نفس و بالا رفتن رکن اعتماد بین المللی


حالا میخوام در یک اقدام آتش به اختیار مصادیق این نکات را در ایران بررسی کنم


ایجاد ثبات در معاملات مالی :

ارکانی که با استفاده از آن ثبات در معاملات مالی بررسی میشود حفظ ارزش پول - ایجاد و تضمین تملک شخصی - جلو گیری از تورم (البته نه به واسطه رکود) - بالا رفتن رشد اقتصادی - ایجاد زیر ساخت برای پیگیری پرداخت ها و لزوم اجرای قرار داد ها - توسعه نقل و انتقالات مالی و ایجاد اعتبار نامه های مالی - توسعه و ایجاد بازار مالی برای توسعه کسب و کار ها (بورس- فرابورس - تعاونی های مالی) - سازمان های بازنشستگی و خدمات درمانی - سهولت در صادرات و واردات

این پارامترهایی که نام بردم رو هر فعال کسب وکاری یا حتی یک خانه دار یک بازنشسته یک کودک و یا هر فردی که در ایران ساکن باشد درک میکند و و مصادیق این ثبات مالی برای همه ی مردم بسیار ملموس است.


نرح دلار از سال 1357 الی 1396


1- حفظ ارزش پول ملی : ثبات نداشتن ارزش ریال سرمایه گذاری در ایران ایجاد نقدینگی را برای مردم بسیار سخت میکند. در حقیقت افراد بیشتر کار میکنند و در آمد کسب میکنند به امید این که بتواند اضافه ی درآمد خود را پس انداز کنند و در نهایت مالک خانه مغازه ماشین و... بشوند به این امید پول نقد خود را در بانک نگه داری میکنند ولی شاهد این میشوند که هر روز پولی که دارند ارزشش کم تر و کمتر میشود.

با این حساب که قیمت همه ی اقلام افزایش پیدا میکنه ( زمین و منزل مسکونی غذا و اجزای الکتروکامپیوتری لباس و ...) در حقیقت ما شاهد افزایش قیمت نیستیم بلکه شاهد پایین اومدن ارزش پول هستیم.


بررسی و مقایسه قیمت دلار و ریال در چهل سال اخیر

(در بازار آزاد)

سال

تومان

1357

10

1358

14

1359

20

1360

27

1361

35

1362

45

1363

58

1364

61

1365

74

1366

99

1367

96

1368

120

1369

141

1370

142

1371

149

1372

180

1373

263

1374

403

1375

444

1376

478

1377

646

1378

863

1379

813

1380

792

1381

799

1382

832

1383

874

1384

904

1385

922

1386

935

1387

966

1388

1000

1389

1100

1390

1400 – 1800

1391

1500-3800

1392

3300-3600

1393

3400-3550

1394

3150-3600

1395

3748-3425

1396

  4870


ایجاد و تضمین تملک شخصی : نیاز به احساس مالکیت تامین امنیت مالکیت یکی از مهم ترین ارکان توسعه و زندگی بشر هست.




متاسفانه در تاریخ معاصر ایران این مالکیت شخصی به وفور نقض میشد:

1- املاک و دارایی هایی که در انقلاب سفید حکومت طاغوت مصادره شد.

2- دارایی ها کاراخانجات گروه های صنعتی که بعد از انقلاب اسلامی توقیف و یا مالکیتش به دولتی ها و شبه دولتی ها داده شد (ایران خودرو - دارو پخش - گروه های صنعتی بانک ها و....)

3- املاک بسیاری که به علت توسعه شهری و یا به دلایل امنیتی (مرزبانی جنگ و ....) مصادره شد از جمله خودرو های SUV  که در زمان جنگ برای جنگ مصادره شدند منازل و زمین های کشاورزی و... که مصادره شدند.

4- خصوصی سازی شرکت های دولتی و تبدیل به خصولتی کردن آن ها ( بسیاری از این واگذاری ها به بخش خصوصی اتفاق افتاد و سهام آن فروخته شد ولی یک طرفه کنسل شد از جمله فولاد خوزستان - مخابرات و... )

5- قبل فرمان هشتگانه حضرت امام  بسیاری از حقوق اولیه ی مالکیت شخصی نقض میشد و البته در سال های جدید هم ستاد اجرایی فرمان امام هم یه جورایی این فرمان رو نقض کرده( در مقاله ی ویکیپدیا به صورت خیلی دقیق بررسی کرده این موضوع رو )

6- حفظ نکردن اراضی ملی و جنگل خواری کوه خواری زمین خواری توسط مردم - نهاد های دولتی و نیمه دولتی

7- اختیار خرید و فروش را نداشتن (همه ی افرادی که در ایران در حال فروش اجناس در داخل ایران هستند تحت هر نوعی (کارخانه دار - مغازه دار - وارد کننده - تولید کننده - داروخانه و ....) اجازه ی مالکیت و قیمت گذاری اقلام را ندارند بدین صورت که هر قیمتی که برایشان تمام شده باید یه درصد مشخصی سود گرفته و قیمت گذاری از طرف مراجع بالا ترشده به عبارتی این گونه نفی تجارت است در حقیقت اگر فردی یک کالایی رو X ریال بخره و اون کالا بعد از مدتی قیمتش 2X ریال بشه (به هر دلیلی) فرد فروشنده (مصداق از فروش در همه ی جا ها هست از فروش خدمات محصول و...) باز هم باید اون کالا رو X ریال بفروشه و خودش بره 2X  ریال بخره و از طرفی اگر کالا بشه 1/2 X ریال خب باید 1/2 X ریال بفروشه چون قیمت کارشناسی اون کالا  1/2 X ریال است
ابند دیگه ای که در قوانین کسب و کارمون جالبه اینه که اجازه ی انبار کردن و یا موجود داشتن کالایی توسط افراد وجود نداره (به این صورت که اگر فردی کالایی را خریداری کرده و موجود کنه در صورتی که نهاد های دولتی (منظورم نهاد های امنیتی نیست اون عزیزان که آش رو با جاش میبرند) اون کالا را بخواهد و میتواند به قیمتی که آن نهاد اعلام میکند خریداری کند.

ایجاد نکردن تورم(البته نه به واسطه رکود)

تورم دلالت بر وضعیتی دارد که در آن تقاضای پولی برای محصول نسبت به تولید رشد می‌کند، وضعیتی که، در نبود کنترلی مؤثر، به صورت افزایش بهای یک واحد از کالای تولید شده آشکار می‌شود. تورم معمولاً با افزایش واقعی یا بالقوهٔ سطح عمومی قیمت‌ها، یا به سخن دیگر، با کاهش قوهٔ خرید واحد پولی همراه است. در بعضی مواقع تورم زمانی به وجود می‌آید که سطح عمومی قیمت‌ها به میزانی که افزایش در بازدهی عوامل و فرایندهای اقتصادی ایجاب می‌کنند تنزل نیابد. تورم آن طور که معمولاً فهمیده می‌شود، رابطه‌ای با افزایش نامعمول قیمت‌ها دارد و افزایش نامعمول قیمت ها در یک جامعه و همگام نبودن تورم یک کشور با تورم جهانی و ایجاد رکود در یک کشور موجب این میشود که افراد اون جامعه ثبات تجاری و معیشتی نداشته باشند و ریسک سرمایه گذاری و توسعه بالا برود و از طرفی هزینه های نامعقول موجب بی ثباتی میشه و بی ثباتی بدترین عامل معشیت و سرمایه گذاری است.

تورم 90 سال اخیر ایران



سال شاخص کل تورم (درصد)*  
سال شاخص کل تورم (درصد)*  
سال شاخص کل تورم (درصد)*
۱۳۱۵  ۰٫۰۰۷ ---
 ۱۳۴۵ ۰٫۱۳  ۰٫۸
 ۱۳۷۵ ۱۱٫۲۱ ۲۳٫۲
۱۳۱۶ ۰٫۰۰۸ ۲۱٫۲
۱۳۴۶ ۰٫۱۳  ۰٫۸
۱۳۷۶ ۱۳٫۱۴ ۱۷٫۳
۱۳۱۷ ۰٫۰۰۹ ۸٫۸
۱۳۴۷ ۰٫۱۳ ۱٫۵
۱۳۷۷ ۱۵٫۵۲ ۱۸٫۱
۱۳۱۸ ۰٫۰۱ ۸٫۰
۱۳۴۸ ۰٫۱۳ ۳٫۶
۱۳۷۸ ۱۸٫۶۴ ۲۰٫۱
۱۳۱۹ ۰٫۰۱۱ ۱۳٫۸
۱۳۴۹ ۰٫۱۴ ۱٫۵
۱۳۷۹ ۲۰٫۹۹ ۱۲٫۶
۱۳۲۰ ۰٫۰۱۷ ۴۹٫۵
۱۳۵۰ ۰٫۱۴ ۵٫۵
۱۳۸۰ ۲۳٫۳۸ ۱۱٫۴
۱۳۲۱ ۰٫۰۳۳ ۹۶٫۲
۱۳۵۱ ۰٫۱۵ ۶٫۳
۱۳۸۱ ۲۷٫۰۷ ۱۵٫۸
۱۳۲۲ ۰٫۰۷ ۱۱۰٫۵
۱۳۵۲ ۰٫۱۷ ۱۱٫۲
۱۳۸۲ ۳۱٫۳۱ ۱۵٫۶
۱۳۲۳ ۰٫۰۷۲ ۲٫۷
۱۳۵۳ ۰٫۱۹ ۱۵٫۵
۱۳۸۳ ۳۶٫۰۷ ۱۵٫۲
۱۳۲۴ ۰٫۰۶۲ ۱۴٫۴-
۱۳۵۴ ۰٫۲۱ ۹٫۹
۱۳۸۴ ۳۹٫۸ ۱۰٫۴
۱۳۲۵ ۰٫۰۵ ۱۱٫۵-
۱۳۵۵ ۰٫۲۵ ۱۶٫۶
۱۳۸۵ ۴۴٫۵۳ ۱۱٫۹
۱۳۲۶ ۰٫۰۵۸ ۶٫۶
۱۳۵۶ ۰٫۳۱ ۲۵٫۱
۱۳۸۶ ۵۲٫۷۴  ۱۸٫۴
۱۳۲۷ ۰٫۰۶ ۱۱٫۱
۱۳۵۷ ۰٫۳۴ ۱۰
۱۳۸۷ ۶۶٫۱۲ ۲۵٫۴
۱۳۲۸ ۰٫۰۷ ۲٫۳
۱۳۵۸ ۰٫۳۸ ۱۱٫۴
۱۳۸۸ ۷۳٫۲۳ ۱۰٫۸
۱۳۲۹ ۰٫۰۵ ۱۷٫۲-
۱۳۵۹ ۰٫۴۷ ۲۳٫۵
۱۳۸۹ ۸۲٫۳۱ ۱۲٫۴
۱۳۳۰ ۰٫۰۶ ۸٫۳
۱۳۶۰ ۰٫۵۸ ۲۲٫۸
۱۳۹۰ ۱۰۰ ۲۱٫۵
۱۳۳۱ ۰٫۰۶۴ ۷٫۲
۱۳۶۱ ۰٫۶۹ ۱۹٫۲
۱۳۹۱ ۱۳۰٫۵۴ ۳۰٫۵
۱۳۳۲ ۰٫۰۷ ۹٫۲
۱۳۶۲ ۰٫۷۹ ۱۴٫۸
۱۳۹۲ ۱۷۵٫۸۸ ۳۴٫۷
۱۳۳۳ ۰٫۰۸۱ ۱۵٫۹
۱۳۶۳ ۰٫۸۸ ۱۰٫۴
۱۳۹۳ ۲۰۳٫۲۴ ۱۵٫۶
۱۳۳۴ ۰٫۰۸۲ ۱٫۷
۱۳۶۴ ۰٫۹۴ ۶٫۹
۱۳۹۴ ۲۲۷٫۴۶ ۱۱٫۹
۱۳۳۵ ۰٫۰۸۹ ۸٫۸
۱۳۶۵ ۱٫۱۶ ۲۳٫۰۷
۱۳۹۵ ۲۶۲٫۸۰ ۹٫۰
۱۳۳۶ ۰٫۰۹۳ ۴٫۴
۱۳۶۶ ۱٫۴۸ ۲۷٫۷
۱۳۳۷ ۰٫۰۹۵ ۱٫۰
۱۳۶۷ ۱٫۹۱ ۲۸٫۹
۱۳۳۸ ۰٫۱۱ ۱۳٫۰
۱۳۶۸ ۲٫۲۴ ۱۷٫۴
۱۳۳۹ ۰٫۱۲ ۷٫۹
۱۳۶۹ ۲٫۴۴ ۹٫۰
۱۳۴۰ ۰٫۱۲ ۱٫۶
۱۳۷۰ ۲٫۹۵ ۲۰٫۷
۱۳۴۱ ۰٫۱۲ ۰٫۹
۱۳۷۱ ۳٫۶۷ ۲۴٫۴
۱۳۴۲ ۰٫۱۲ ۱٫۰
۱۳۷۲ ۴٫۵ ۲۲٫۹
۱۳۴۳ ۰٫۱۳ ۴٫۵
۱۳۷۳ ۶٫۰۹ ۳۵٫۲
۱۳۴۴ ۰٫۱۳ ۰٫۳
۱۳۷۴ ۹٫۰۹ ۴۹٫۴


بالا رفتن رشد اقتصادی

بالا رفتن رشد اقتصادی از وظایف یک حکومت نیست.بلکه از مردم یک جامعه است ( عجیبه که همیشه دولت ایران وعده رشد اقتصادی و ... رو میده البته دلیلش خیلی سادست ما در ایران با اقتصاد تمام دولتی رو به رو هستیم نهاد های دولتی و خصولتی بزرگ ترین سهم بازار تجارت تولید کشاورزی واردات و صادرات در داخل کشور را دارد )



ایجاد زیر ساخت برای پیگیری پرداخت ها و لزوم اجرای قرار داد ها

درگیری ها و پیگیری ها برای لزوم در اجرای معاهدات مالی و قراردادها بین بخش خصوصی و دولتی(پیمانکاری های برون سپاری دولت) - دولتی و دولتی (یکی از جالب ترین رویداد ها در ایران همینه دولت با دولت مشکل داره دولت وظایف بخش دیگه ای از دولت را انجام نمیده - دولتی و افراد(قرار داد بازیکن های فوتبال) - افراد با افراد(این دیگه مثالش نخ نماست) از وظایف اصلی یک حکومت است این که قرار داد ها و روابط بر مبنای اعتبار فرد و یا قسمت های دیگه باشه و دولت آن را تضمین کند بسیار مهم است (مثال بارزش قرار داد های فروش زمین ملک و ... است که مشکل های متعددی ایجاد میشه بر سره پرداخت و یا قرار داد)




توسعه نقل و انتقالات مالی و ایجاد اعتبار نامه های مالی

این که بتوان پولی را به راحتی ارسال و یا دریافت کرد یکی از اولین نیاز های یک جامعه است که متاسفانه در شرایط فعلی کشور ما ممکن نیست( یا نرخ تبدیل زیادی دارد) اعتبارنامه مالی و اعتماد خریدار به تحویل خدمات و اجناس مورد توافوق و اعتماد فروشنده به پرداخت مالی بسیار مهم است که متاسفانه به علت نبود قوانین و اعتماد ها و اعتبار نامه ها ضعف بزرگی در این زمینه داریم




توسعه و ایجاد بازار مالی برای توسعه کسب و کار ها (بورس- فرابورس - تعاونی های مالی)



برای ایجاد یک کسب و کار و یا توسعه یک کسب و کار به سه رکن اساسی نیاز است:

ایده - ثروت - نیروی کار



بلاشک بدون یکی از این ارکان اساسی نمیتوان یک کسب و کار شکل بگیرد و یا توسعه یابد.
ثروت برای یک کسب و کاری که ایده داره نیروی کار هم داره بسیار مهم است نبود ساختار سرمایه گذاری و تعاونی و البته نبود اعتماد متقابل نسبت به سرمایه گذار و سرمایه گیرنده و البته اعتماد اجتماعی و نرخ بازگشت سخت در این موارد و مشکل در تولید و یا صادرات و توزیع همه و همه موجب میشن که ثروت وارد این چرخه نشه
(نبود اعتماد به چرخه مهم ترین نکته است ) که حکومت ها با ایجاد سازوکار و تزریق اعتبارات (البته نه این که دولتیش کنن بلکه سهولت ایجاد و نظارت را قانونی کنن) میتوانند به توسعه کسب و کار ها و رشد و توسعه اجتماعی کمک کنند.





سازمان های بازنشستگی و خدمات درمانی

یکی دیگر از ارکانی که تمدن ها ایجاد کردند ایجاد بازنشستگی و درمان بوده است به گونه ای که وقتی فرد قدرت درآمدزایی نداشته باشه بتونه از پس هزینه های جاری زندگی و یا درمان خود برآید و فقر را تجربه نکنه (از اون جایی که در کشور ما امکان ذخیره نقدینگی زیاد نیست(به دلایلی که در بالا ذکر کرده بودم) چند راه حل در پیش روی شهروندان ایرانی وجود دارد:
1- خرید و یا ساخت اپارتمان مغازه و.... و اجاره ی اون ملک (که همه ی افراد چامعه توان همچین کاری را ندارند)
2- بازنشستگی تامین اجتماعی که مهم ترین سازمان بازتشستگی کشور است که البته کم و کاستی هایش رو در جریان هستید.




سهولت در واردات و صادرات

از آن جا که ترجیح تقریبا همه ی دولت ها مصرف محصولاتی است که تولید و ساخت و ایجاد آن محصول و یا خدمت در داخل همان کشور انجام شده باشد( البته تویوتا پریوس در امریکا استثنا هست) و ترجیح میدهند حتی الامکان تولیدات خودشان را مصرف کنند(البته تولید با کیفیت بالا و برندینگ قابل قبول ) نکته ی جالب اینه که اگر در ایران بخواهی محصولی رو از خارج از ایران وارد کنی (معمولا کشور دوست و برادر چین ) با مشکلات قانونی کم تری رو به رو هستی تا این که قصد کنی که آن محصول را در داخل کشور تولید کن.
به غیر از این به علت نبود مبادی خروجی مناسب نبود ساز و کار های قانونی مناسب و... صادرات محصولات با مشکلات متعددی رو به رو هست (فقط یه مثال رو بزنم و خود گیر حدیث مفصل رو... اگر به خاطر داشته باشید چند مدت پیش کشور قطر توسط همسایگانش تحریم شد بدین ترتیب قطر که وارد کننده مطلق همه ی نیاز های اساسیش بود (از مواد غذایی تا لباس و همه ی چیز های دیگه ) یک بازار فوق العاده ای رو ایجاد کرد از آن جا که ایران تولیدات بسیار خوبی در زمینه ی غذایی دارد محصولات کشاورزی و فراوری شده پس به راحتی میتواند بازار قطر رو تامین کنه. نه این جوری نشد ایران که فقط یه خلیج با قطر فاصله داره در صادرات از ترکیه با اون فاصله ی عجیب غریب نسبت به قطر شکست خورد. حال پیدا کنید هندوانه فروش را :)



تقریبا دو ماه از انتشار اولیه این پست میگذره احتمالا دلیل ادامه ندادن این پست نه نبود وقت بود و نه نبود منابع واقعیت امر اینه که ذهنم در نوشتن تعداد پست های وبلاگی رفته به سمت مهم بودن تعداد در نوشته ها در حقیقت از آن جا که این پست فقط اپدیت میشد نه این که یک پست جدید ایجاد بشه پس به همین دلیل اون رغبت اولیه را نسبت به ادامه دادن این پست نداشتم ولی میخوام در این فرایند تغییر ایجاد کنم



بالا رفتن اعتماد اجتماعی

بعد از نوشتار مفصل در مورد تاثیر و دلایل تشکیل حکومت ها و تمدن ها بر ثبات مالی و قضیه های مالی قسمت بعدی این پست در زمینه ی بالا رفتن اعتماد اجتماعی حاکم در جامعه بر مبنای ایجاد حکومت ها و تمدن ها است اعتماد اجتماعی بین افراد یک جامعه اعتماد اجتماعی بین حکومت و مردم و مردم نسبت به حکومت است.
یکی از دلایل مهم بالا رفتن ارزش نرخ دلار نسبت به ریال در نیمه ی دوم فروردین سال 1397 بلاشک خدشه ایجاد کردن در اعتماد اجتماعی مردم جامعه ایرانی نسبت به حکومت و کشور است.
از آن جا که میدانید ریال ارزی است فقط و فقط برای معاملات داخلی کشور ایران ولاغیر و از آن جا که پشتوانه ی ریال فقط و فقط دلار های نفتی این مملکت است (محصولات وارداتی در داخل ایران همه و همه بر مبنای خرید به ازای دلار های نفتی است (جهانگیری :مردم ایران یادتون میاد که هیچی در کشور نداشتیم دارو نداشتیم و... ففط و فقط بر میگشت به این قضیه که ما نفت نتونستیم بفروشیم دلار نداشتیم و از اون ور هم یه ابر تورم رو در داخل تجربه کردیم) اما بالا رفتن نرخ دلار در نیمه ی دوم سال 97 و البته اواخر سال 96 به نبود اعتماد مردم به دولت بر میگرده دلیلش هم اینه که مردم به دولت اعتماد ندارند به پول ملی خودشان اعتمادی ندارند به تاثیر داشتن یا نداشتن تحریم ها باور ندارند.
متاسفانه مردم ما به سیاست های کلی اقتصادی حکومت و روند بازار هم اعتماد ندارند مردم ما در حال حاضر از لحاظ اقتصادی شبیه به جزیره های جدا از هم شدند که اتش به اختیار هستند و به هر سو شلیک میکنند به این امید که کم تر آسیب ببینند ما ها نمیدونیم که منفعت در یک جامعه بر مبنای منفعت جمعی است و هیچ کسی نمیتواند به صورت تنهایی رشد کند و برای رشد یک فرد یک جامعه باید رشد کند(یاده کارت پستالی افتادم که محمد رضا شعبانعلی عزیز در گردهمایی مرداد نود و شش متممی ها هدیه داد(این کارت پستال همیشه جایی در ویترین من خواهد داشت))

این اعتماد اجتماعی از اخلاق در جامعه اغاز میشود(اخلاق رفتاری - اخلاق شهروندی - اخلاق کاسبی - اخلاق فردی و....) تا نوع برخورد ها و رفتار های انسان های حاضر در اون جامعه

نکته مهم در اعتماد اجتماعی :
یک چیزی که من رو سخت درگیر کرده بحث مهاجرت است (قصد دارم در پستی به صورت جداگونه در مورد مهاجرت بنویسم ) به نظرم یکی از دلایل مهم این موج وحشتناک عجیب غریب مهاجرت نیز از نبود اعتماد اجتماعی منشاء میگیره افراد در جامعه وقتی به این نتیجه برسند که ساختار های انسانی که درش درگیر هستند ختم به اتفاقات خیر نخواهد شد در نتیجه قصد دارند در جایی دیگه شانس خودشون رو امتحان کنند.



۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۱۹
سید هاشم زرین کیا

تیتر این پست رو از نیل ارمسترانگ اولین فردی که قدم بر روی ماه گذاشت الهام گرفتم وقتی نیل ارمسترانگ از شاهین پیاده شد و اولین قدمی که زد گفت:


این گامی کوچکی است برای یک انسان ولی گامی بزرگ برای بشریت هست.

اگه خواننده این وبلاگ باشید یا من رو در دنیای غیر انلاین بشناسید قطعا در جریان ارادت بنده به ایلان ماسک هستید .
تقریبا شک  ندارم که در مورد فالکون هوی اسپیس اکس چیزی نشنیده باشید

ایلان ماسک در حساب شخصی تویترش تویت کرد: موشک فالکون هوی در حالی نخستین پرتابش را پشت سر می گذارد که اتومبیل رودسترش در آن جای خواهد گرفت و موسیقی «Space Oddity» دیوید بویی را پخش می کند.


این که فالکون هوی خوب کار میکنه و گام بلندی است برای کمک کردن به پروژه ی عظیم مریخ و قدمی بزرگی است در کار های فنی فضایی البته نشان دهنده ی این است که وقتی هکر ها بیان رو کار همه چیز بهتر سریع تر دقیق تر و ارزان تر و البته با استاندراد های بالاتری اتفاق میفته چیزی که برای من خیلی تاثیر گذار بود و بسیار بسیار جالب این ایده تبلیغاتی فوق العاده برای تسلا و البته برای پروژه ی فالکون هوی بوده این که محصولاتت رو این جوری تبلیغ کنی واقعا محشره (نکته ی مهم اینه که معمولا در تست های فضایی از کیسه های شن استفاده میکنند ولی نبوغ موجب شد که همچنین تبلیغ فوق العاده ای برای تسلا و اسپیس اکس ایجاد بشه و کمک کنه که این رویداد بشه خبر اول جهان



بعد دیدن این عکسا و شنیدن این خبر شاید این واکنش راا نشان دهید: در حالی که تاسف میخورید بگید این مملکت چی بود چی شد وای همه ی نوابغ ما رفتن خارج از ایران الان همه ناسا ایرانی هستند خون اریایی دارند و... و بعد  هم به ادامه ی بالا پایین کردن اینستاگرام و چرخ زدن در تلگرام بپردازید (البته بلاشک خواننده این وبلاگ فرهیخته است ) ایا میپندارید کسانی که وبلاگ میخوانند با کسانی که در اینستاگرام و تلگرام میچرخند برابرند!؟!؟(در همین زمان است که نویسنده ی این وبلاگ به اکونت اینستاگرام فاطی جو جو میره و لایک میکنتش و زیرش کامنت میزاره)

شرمنده رای حاشیه های متوالی رفتنم پوزش من را بپذیرید.

من یه دید دیگه ای دارم این که دست ورداریم از این که اره مملکت ما نمیشه مملکت ما نمیتونیم اقایون نمیزارند. بری فلانت میکنن وصالت میکنن همین جمشید اریا بود که ماشین الکتریکی درست کرد بهتر از ایلان ماسک درود بر شرفت ای مرد اریایی(خیلی باحال بود این داستان جمشید اریا اگه نخوندید دربارش بخونید اون وقته که به احتمال زیاد یاده داستان توصیف کربلا از زبان مورخان میفتید(در برهه های تاریخی مختلف ایران شیعه از داستان قتال حسین ابن علی (ع) گفتار های متفاوتی را بیان کرده است از این که در دوران سامانیان که تعداد سپاهیان یزید (لعنت الله) 1000 نفر بود تا دوران مغول ها که تعداد لشکریان یزیدیان صد ها هزار تن براورد میشدند اصولا هر چقدر که اوضاع مردم و اوضاع جامعه خراب تر شه ما ترجیح میدیم که افسانه های بزرگ تری درست کنیم این که جمشید اریا سی برابر ایلان ماسک هست و...)

به نظر من الان فقط فرصت اینه که ساختار سرمایه گذاری اجتماعی مالی و اشتراک دیتا ها رو در نظر بگیریم و استعداد ها به جای این که برن ربات تلگرام درست کنن یا کار های مسخره بکنن برن واقعا دست به کار بشن تا بتونن هایپر لوپ ها ماشین های الکتریکی و ... بسازن فقط چند تا نکته مهم که باید بگم(من رو در حال حاضر در یه ردای نارنجی و در حال مدیتیشن کردن در ارتفاع سه متری از سطح زمین تصور کنید که بر روی کوه های نپال دارم نسخه میدم:)


یک رویا پرداز نباشند(البته میدونی که رویا پرداز بودن مهم ترین واسطه تخیل و خلاقیت هست ولی منظورم رویا پردازی از جنس پسرک رضا رشید پور - دکتر حسابی- جمشید اریا-موتور یا ثارلله و...است)


دو پر مطالعه باشند


سه گیر سه پیچ باشند


چهار چیزی که بهش اطمینان ندارند رو انجام ندهند


پنج کار کنند برای تفریح کردنشون نه چیزی دیگه(میدونم شکم گرسنه اینا رو نمیفهمه زن و بچه خرج داره )


۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۱۰
سید هاشم زرین کیا

انسان ها خلا های زیادی در زندگیشون دارند اعم از خلا های روحی احساسی جسمی روانی اجتماعی و...



خلا جسمی که گاها معلولیت ها و یا محدودیت ها رو شامل میشود(لزوما کسی نباید معلول باشه که خلا جسمی داشته باشه گاها یک نفر به علت اضافه وزن خلأ جسمی دارد یا قد کوتاه و قد بلند موجب حس بدی در فرد میشه.(به نظر شخص من مهم ترین رکن در زندگی یک فرد حس خوب لذت بردن از زندگی است این حس خوب میتواند ناشی از پول - افتخار - شان اجتماعی و.... باشد)


یه نکته ی دیگر هم هست اینه که افراد رو میتونید با خلا هایی که در زندگیشون هستن دسته بندی کرد.سطح دغدغه های افراد رو میشه از طریق خلا هاشون فهمید: وقتی دغدغه یه فرد یک کیلو چاق بودن یا یک کیلو لاغر بودنه یا مثلا بینی بزرگش هست یا توده ی ماهیچه ایش (این فرد که ساعت ها جلوی اینه هست (اصلا منظورم این نیست که کسی که به خودش میرسه خره ها احتمالا دغدغه خیلی چیزا رو نداره.

 یا گاها دغدغه های مالی(منظورم اون فردی نیست که اون حداقل مادیات رو هم نداره و با مشکل در گذران زندگی مواجه هست منظورم اون فردیه که ماشین داره خونه داره کار داره همه چیش ردیفه ولی باز هم میزنه تو سرش که من چقدر بدبختم:)))‌و چرا جای مزدا ۳ لندکروز ندارم؟!؟!؟! (البته این که فرد به دنبال پیشرفت درامدیش باشد خیلی اتفاق خوبیه ولی اگر این بشه بزرگترین دغدغه زندگیش اون وقت خیلی خوب نیست :)

یکسری هم هستند که دغدغه زندگیشون فقط و فقط از جنس دغدغه های کاری است این که چقدر در اوردند این که بازپرداخت وام هاشون چه جوریه این که چقدر بفروشند این که فاکتور های  کی بفروشند و... همه ی زندگی و خواب و خوراکشون و.... در حول و حوش این است که بتونن چرخ بیزینسشون رو بگردونند و نتیجه بگیرند.

یه سری هم هستند کلا دغدغه خاصی ندارن میرن میان هستن خوش هستن

برای خودشون میپلکند با دوستانشون حرف میزنن یه غذایی میخورن یا میپزند و....


۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۳۹
سید هاشم زرین کیا

فرق میان اتحادیه ها و دادگاه ها ؟ (فرق خروجی و ورودی)

یه مثال جالبی براتون میزنم :

فرض کنید که شما کاری رو برای کسی انجام داده اید (این کار میتونه هر چیزی باشه از فروش یک جنس تا فروش خدمات و ... )


بالفرض مشتری یا کسی که بهش داری خدماتی ارائه میکنی پول شما رو نداده؟یا بد قول شده و یا ....

به نظرتون چه میشه کرد؟

جواب:

باید برید حل اختلاف و یا شکایت که این کار به وسیله ی فقط و فقط ثبت در ثنا (یه مسئله یک روزه حداقل) بعد از اون هم باید برید ثبت درخواست کامپوتری و ... بعد هم باید یه پول چند صد هزار تومانی (یه درصدی از اون رقم مورد اختلاف ) را به حساب دادگستری پرداخت نموده و سپس طرح و اقامه دعوا کنید و....

(اون هم با اون محیط متشنج کننده و اعصاب خورد کن دادگاه ها ) پس از اون هم باید بری وکیل بگیری و .... و فرایند دادرسی حدودا پنج سالی طول خواهد کشید.


حال بالفرض شما مشتری هستی (این مشتری میتونه هر چیزی باشه در هر جایی ) احساس میکنی بهت گرون فروختن یا بد فروختن کثیف فروختن یا اصلا هر چی شکایتی داری میری به صنف مربوطه شکایت کرده و تقاضای شکایت میکنی (هر نوع شکایتی ) از این که این اقا یا خانم یا مرکز مثلا شبیه به کاری که شما میگید رو میکنه و فلان قدر کم تر میگیره و شما پیش فاکتور مربوط  به اون رو میگیرید و میرید به اصناف شکایت میکنید.
دیگه بقیه اش مشخصه به هر صورت محکوم میشید.

چه خودتون گرون تر خریده اید.گرون فروختید

 میگه: برو برو تو گرون خریدی

چه طرف رو توجیح نکردید و فروختید.

میگه: برو برو مستدل نیست

چه هر چیزی دیگه هر دلیلی که شما فکر کنید


اصلا شما پول نده و فقط فاکتور بگیر باز هم میتونه ازت شکایت کنه به علت گرون فروشی


یا اصلا فقط فاکتور داشته باش هیچی هم نده باز هم موجب میشه که تو گرون فروختی


پس فالواقع الان هر کسی بخواد هر چیزی بخره هر جایی که هستید میتونید هر چی بگید.این خیلی جالبه


من حیث المجموع دوستان یه پیشنهاد دوستانه بهتون میکنم

هیچ وقت هیچ کاری نکنید. در حقیقت هیچ بیزینسی راه نندازید.

اگر هم راه انداختید یه وکیل رو همیشه بقل کنید.

یه توصیه دیگه هر چیزی که خریدید خوشتون نیمد هر چیزا فکر میکنید گرون هست از مبل گرفته تا فرش و گوشی و لباس و .... همین کار رو کنید.به هر صورت پول میگیرید و به دولت هم کمک میکنید.


راستی یه چیز دیگه اگر به هر دلیلی جزو صنفی نیستید (منظور از این که جزو صنف اینه که اصناف ندارید (البته به جز بچه های نظام مهندسی و یا نظام پزشکی) البته باز هم اگه نظام پزشکی باشی باز یه کارایی میشه کرد البته نظام مهندسی هم اگه یکم بتونی اشنا ببینی یا هر چیزی این اتفاق میفته )


یاده صحبت یکی از دوستان افتادم که میگفت:

داشتم مهاجرت میکردم برای امریکا

رفته بودم دم کانتر چک پاسپورتی که اون شهری که داشت مهر پاسپورتم رو میزد باهاش صحبت میکردم باهاش جالب بود اومد گفت:

منتظر بودم فردی که دم گیت پاسپورت بود و مسولیت چک پاسپورت رو داشت پاسپورت ما رو چک کنه.

گفت وکیلی که کار های ما رو انجام میداد بهم گفتش که: فلانی مواظب باش اینی که الان میخواد چک پاسپورت شما رو انجام بده اگه بخواد میتونه شما رو دیپورت کنه از امریکا

این رفیق ما هم گفت:

این که چیزی نیست تو ایران کارگر فضای سبز هم میتونه شما رو دار بزنه




پینوشت: یاده امیر تقوی عزیز میفتم که یه بار داشت میگفت که تو این سال های کارافرینی در این مملکت ۱۲۷ بار توی اداره ی کار ازم شکایت شد.

امیر عزیز تاکید میکرد که بنده بالفرض شمر اصلا خود خود یزید ایا باید در ۱۲۷ شکایتی که ازم میشه عینا ۱۲۷ بار محکوم شم


پینوشت: عزیزان قبل این این که کسب و کاری را استارت بزنید یا استارت اپ تون رو راه بندازید اولین کاری که بکنید پیدا کردن یه مشاور حقوقی باشه که از اول تا اخر بهتون کمک کنه از کمک به فرار از کاپیتان گارسیا ها تا فرار از گردنه بگیران این اداره اون اداره داستان های قانون کار داستان های قرار داد بستن ها داستان های وصول مطالبات داستان سند سازی و ساختار حسابرسی و بیمه و ... کسی که دستی تو قوانین این جوری داشته باشه ادم های زیادی بشناسه و البته کاربلد گیر سپیچ و ... باشه هر چقدر هم گرفت ازتون نوش جونش (والله )


پینوشت: اگر در قست در باره ی من این وبلاگ خونده باشید احتمالا فعالیت مشاوره ای و همکاری بنده در دومان به چشتون خورده دومان به عنوان یه اکوسیستم توسعه ای که در ابتدا تعدادی پورفولیو دارد شروع به کار کرده یکی از پورفولیو های دومان امانیه هست. کارافرین سرمایه گذار به جای این که وقت زیادی را در این اداره دولتی اون اداره دولتی بزاره و هی اعصاب و روانش رو فرسایش بده به جای این که ایده بزنه مذاکره کنه و ... مجبوره که بره این ور اون ور این اداره اون اداره و اعصابش رو هم خورد کنه و...


۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۲۲
سید هاشم زرین کیا

میخوام به یه چیز خیلی خیلی خیلی همگانی به پردازم حرفی که (البته از جنس غرغر کردن هست ) مردم در همه جا داد و فریادش میزنن و حرفیه که هر جا به هر دلیلی به هر صورتی زده میشه)

یک بی قانونی اجتماعی صورت میگیره شروع میکنن ....

مجادلات سیاسی پیش میاد شروع میکنن....
نون میخوان بخرن شروع میکنن...
سوار تاکسی میشن میخوان برن این ور اون ور شروع میکنن...

شغل ندارن شروع میکنن...

کشتی غرق میشه. زلزله میاد.
و ....

در حقیقت حرفی است که به هر دلیلی میان اون رو شروع میکنن به گفتن و بهونه اوردن و....این حرف چیزی نیست به جز :


قبل از انقلاب فلان بود بیسان بود


گاها این گفته های جوری بیان میشه که انگار قبل از سال 1357 ایران یه ترکیبی بود از نظم اجتماعی سوییس ها -ثروت قطریا - شخصیت اتریشیا - اعتبار امریکایی ها و.... یه دفعه ما به اضمحلال کشیده شدیم !؟!؟

از افسانه هایی که تعریف میکنن دیگه نگم(البته یه سری از واقعیت های اون روز ها شبیه افسانه های الان ما هست )

قبلنا وقتی من این حرفا رو میشنیدم تعجب میکردم که چرا اخه خب واقعا این جوری بود. ایا ما از لحاظ نظامی انقدر قوی بودیم که میتونستیم در یک شب هر کشوری رو که بخوایم تسخیر کنیم

ایا مردم ما انقدر پولدار و در رفاه بودن که یه کارمند و یا کارگر عادی میتونست با حقوق یک ماهش بره خونه استخر دار بخره و ...


بعد ها که پیش رفتم و یه مقدار که کنجکاو تر شدم و کتاب ها و مجلات اون زمان ها رو خوندم به یه چیزایی پی بردم


پینوشت:
اون چیزایی که پی بردم رو در اینده خواهم نوشت.


خب خوبه به مناسبت دهه فجر این ها رو بگم در وحله اول نمیخوام شبیه به اینوریا (اقایون رو میگم صدا و سیما و سازمان تبلیغات اسلامی و البته سپاه پاسدران انقلاب اسلامی )


پیدا کنید پارادوکس را در این عکس


در این قسمت به نهاد های مدنی پرداخته است و البته در مورد عدالت اجتماعی که در واقع در مملکت ما این رکن رکن خیلی مهمی است و وقتی ما اتش به اختیار هستیم به معنی این است که هر جا که بخواهیم میتونیم عملی که درسته رو انجام بدیم که این واقعا عالیه

در مورد ارزش های اجتماعی هم که به ارزش های اسلامی تغییر کرده که اطلاع چندانی ندارم.
این که جشن های ما در حال حاضر چقدر برمبنای ارزش اسلامی هست این که وقت گذراندن مردم ما چقدر اسلامی هست این که چقدر نماز گذار داریم و ... رو من خیلی اطلاع ندارم و به خودتون میسپارم


ساختار های رشد اقتصادی را در یک جدول نمودار بزرگ بهتون نشون میدم(اقتصاد تنها چیزیه که نمیشه روش حرف دیگه گذاشت این که بگیم اره مردم ما مسلمون تر یا غیر مسلمون تر شدند یا این که بگیم اره ما غرور ملی کم یا زیاد داریم یا این که بگیم مردم فرهیخته تر یا خنگ تر شدند همه و همه نسبی هست ولی رشد اقتصادی چیزیه که نمیشه هیچ وقت گولش زد)




البته همه این نمودار ها مربوط به قبل سال نود هست (در حقیقت قبل از نابود شدن بخش بزرگی از اقتصاد به واسطه ی تحریم های ظالمانه ی استکبار جهانی ) و بین سال 84 الی 88 هم ما یه انفجار قیمتی در فروش نفت داشتیم.(راستیتش خواستم 88 به بعد رو هم بزارم دیگه روم نشد)




۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۴۳
سید هاشم زرین کیا

یکی از مسائلی که افراد درگیرش هستند اصطلاحا فکر و خیال بی خود و بد گمانی درونی است که به رویداد ها دارند این مورد یکی از مواردی است که میتواند روح و روان آدمی را تحت تاثیر منفی قرار دهد و این گونه انسان را به تنش بکشد.

و تنش هم یکی از مهم ترین چیز هایی است که موجب میشود که که فرد لذت کافی از زندگی خود نبرد و لحظات بدی را تجربه کنه و حس بدی داشته باشه


فالواقع به نظرم بسیاری از مشکلات خلا ها و مواردی که ما داریم در زندگی از مشکلات روحی روانی سر منشا میگیره 

و به غیر از این چیز دیگری نیست 

بسیاری از سردرد ها بسیاری از مواقع که حالت ناراحتی بر فرد  چیره میشه و یا خیلی چیز های دیگه

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۴۱
سید هاشم زرین کیا

میانکاله زیبای پنهان

همان طور که میبینید تنها قسمتی از سواحل ایرانی دریای خزر که روشن نیست گوشه سمت راست است. این گوشه سمت راست همانا میانکاله زیبا است


به گمونم اوایل هفته ی گذشته بود که یه دوستی یه تور یه روزه رو معرفی کرد که سفر به میانکاله و گشت و گذار توش بود (از طرفی من قبلا یه چیزایی از میانکاله شنیده بودم در حد محو ولی نمیدونستم اصلا چی هست یه گوگل کردن من رو متوجه این داستان کرد(دوستی که مثل من میانکاله رو گوگل کردی و این وبلاگ رو داری میخونی حتما حتما یه سر برو میانکاله عالیه :)

بعد دوستان خیلی بریم نریم کردن و در آخر گفتم موردی نداره خودم میرم حالا با ماشین خودم برم ؟؟ یا با اتوبوس و ماشین های گذری (چون خب میدونید که من سفر مثل ادمیزاد رو خیلی دوست ندارم)

ولی گفتم موردی نداره میتونم مثل ادم های متمدن با همون تور برم :)

پس هماهنگ کردم برای روز جمعه 29 دی ماه 1396 ساعت شش صبح هزار سنگر به مقصد میانکاله ی زیبا

هم صحبتی و ایجاد اوقات شاد و سرزنده در فضای مینیبوس تا رسیدن به میانکاله که خب عالی بود همراه شدن با عزیزانی که گذراندن زمان با تک تکشون لذت بخش بود.


میانکاله تنها جایی است در سواحل ایرانی دریای خزر که به صورت منطقه ی حفاظت شده است این مکان در گذشته زیست گاه انواع پستان داران از ببر مازندران (رضا یزدانی رو نمیگه ها ببر واقعی  اش :) تا شوکو و... بود اما در حال حاضر محدود تر است


مشخصات اولیه و تابلو معرفی منطقه میانکاله



در زمان برگشت متوجه شدم که رفتن به میانکاله نیاز به مجوزات خاص به خودش را داره


اولین برخورد ما با حیاط وحش اون منطقه اسب های وحشی شده بودند(اسب های وحشی شده به این معنی است که در زمان های قدیم (ناصرالدین شاه و این داستان ها)یه سری اسب های پرورشی بودن که با یه سری اسب های ترکمن یا روس جفت گیری کرده و در این منطقه رشد و نمو پیدا کردند مثل اسب های وحشی که در سراسر قاره امریکا پیدا میشود )

سپس وقتی در بین درختان انار وحشی میانکاله گذر میکردیم(انار وحشی بهشهر که میگن از میانکاله میاد)

وقتی لا به لای این بوته ها بودیم ناگهان یک قرقاول خزری جلوی پای ما پرانیده شد(در حقیقت رو زمین بود ما رو دید پرواز کرد ) که واقعا زیبا بود.

بعد از اون هم زمان رسیدن به گاومیش ها بود که اون ها هم بسیار جالب بودند(توصیه میکنم وقتی یه گاومیش دیدی شاخش برات جالب بود و خواستی بری ازش عکس بگیری یواش تر برو :) البته دنبال کردن گاومیش ها خیلی حال میده ولی اصلا کار خوبی نیست )

ضمنا گاومیش ها کلا روحیه ناراحتی دارند انگار که پولشون رو خوردی. یه چی تو مایه کرگدن هستن




بعد از دیدار با گاومیش ها رسیدیم به تالاب بسیار زیبا(قسمت زیادی از میانکاله تالاب هست)


الان وقته پوشیدن چکمه است (روز قبل تور رفتم یه چکمه خیلی شیک خریدم )

ضمنا دوست عزیزی که میخوای بری میانکاله و میخوای بری تو آب که بتونی فلامینگو ها و بقیه پرندگان رو از نزدیک ببینی توصیه دوستانه من اینه که حتما چکمه بپپوشی )




حال میریم تو تالاب بسیار زیبا که عمقی نزدیک به پنجاه سانت داره و تا بهشهر ادامه داره!؟؟!(گمونم سه چهار کیلومتری بشه(هدف بعدی ام گذر کامل از تالاب به شهر بهشهر هست(اونی که هم باید اماده شه خودش میدونه کیه؟؟!! تفتان رو به یاد اورید )


وقتی وارد تالاب میشوی یک زیبایی فوق العاده رو حس میکنی
کوه های البرز که برف زده جلوی رویت
پایین تالاب بسیار زیبا میان کاله

در تالاب هم که پر از پرندگان و ماهی های فوق العاده پشتت هم که جنگل انار(ایا زیبا تر از این داریم!؟؟! اره داریم :) سواحل خلیج فارس :هرمز-سواحل مرجانی - و طرف گواتر چابهار)




بعد از نزدیک یک ساعت پیمایش به صورت کاملا بی سر و صدا و دور زدن فلامینگو ها اروم اروم بهشون نزدیک شدیم و شروع به عکس برداری کردیم ) البته بی جنبه ها وقتی نزدیک تر شدیم بهشون همشون پرانیده شدند (هیچ کی نیست بهشون بگه اقا ما اهلی هستیم کاریتون نداریم )



واقعا زیبا بودند این پرندگان و به معنی واقعی کلمه صداشون و زیبایی خیره کننده اشون که به معنی واقعی کلمه سمفونی رنگ بودند بسیار زیبا بود.

بعد از پیمایش در تالاب مقصد بعدی برج دیدبانی بود (برج دیدبانی دوم یک برج دیدباین محیط زیست بود که با بالا رفتن از هشتاد پله منطقه زیر پای شما خواهد بود)



بعد از استراحت و تناول ناهار و انجام تفریحات مفرح )

غروب زیبای میانکاله رو نیز به تماشا نشستیم و روزی بسیار فوق العاده ای رو با همنشینی با عزیزان در جایی بسیار زیبا گذروندیم





داستان ادامه دارد



۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۰۱
سید هاشم زرین کیا

بعضی اوقات افرادی هستند که بسیار ناگهانی حس های خوبی رو در آدم بر می انگیزانند.

یکی از این افراد اقای محمد علی لسانی هستند. ایشان فردی بسیار فرهیخته اهل مطالعه و جست و جو گر هستند که در زمینه ی اموزش کار میکردند(البته وزارت خونه آموزش پرورش و قبل از انقلاب بازنشسته شدند) تفریح ایشان بعد از بازنشستگی ورزش کردن مطالعه و نوشتن هست

هیچ وقت فراموش نمیکنم وقتی  هفت یا هشت سالم بود و  متوجه علاقه ی من به یاد گرفتن  شدند.

چند روز بعد از اون دیدم که پستچی مجله نجوم رو دم در خونه ما اورده و به من تحویل داد التبه همراه با یک تقدیم نامه (این حس برای یک کودک هشت ساله بسیار بسیار لذت بخش بود اون سال ها هر اول هفته ی ماه من منتظر اومدن مجله نجوم بودم و بعد از اودن از مدرسه اشتیاق این رو داشتم که این مجله رسیده یا نه )

هر وقت این خاطره رو از جناب اقای لسانی به خاطر می اورم حس خیلی خوبی بهم دست میده 


چند روز پیش ایشان با پدر بنده تماس گرفت و گفت که هاشم بیاد پیش من که یه سری نامه رو بهش بدم(یه سری نامه ی اداری بود) من قبل ساعت هشت صبح خدمتشون رسیدم و ایشان یه کتابی هم به من کادو دادند.

کتاب مورد نظر تاریخ آموزش و پرورش شهرستان آمل بود.




نکته ی جالبی که تو این کتاب وجود داشت این بود که یه قسمتی از کتاب به معرفی مدرسه ی استعداد های درخشان (سمپاد آمل) پرداخته بود.

که به معرفی مرکز سمپاد آمل و سپس افتخار افرینان تاریخ این مدرسه پرداخته بود.


۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۲۷
سید هاشم زرین کیا