توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

وب سایت شخصی هاشم زرین کیا

توسعه

هاشم زرین کیا هستم علاقه زیادی به یاد گرفتن و یاد دادن و ارزش ایجاد کردن دارم.
این یادگیری میتونه مطالعه کاغذی باشه میتونه تو کار باشه یا حتی تو سفر یا شاید هم همنشینی با انسان ها و البته متمم خوانی یا در راه متمم خوانی باشه.
تا الان یه کارایی کردم الان یه کارایی میکنم و یه کارایی هم در آینده قراره بکنم.
این وبلاگ بیشتر جایی است که من توش تمرین نوشتن میکنم و البته سعی میکنم دیدگاهم رو نسبت به چیز ها مطرح کنم پس انتطار ساختار های علمی و اکادمیک نباشید.
نوع نوشتار این وبلاگ هم بیشتر شبیه گفتار روزمره من است تا نگارشی از جنس بسیار رسمی کتابی

ضمنا با عرض پوزش بابت این که فونت کلمات پست ها خیلی کوچکن دلیل این که فونت این وبلاگ به این شکل است دو تا چیزه:

1 - اونی که قصد خواندن داره دنبال خواند سرسری نباشه
2- بیشتر با متن کلنجار بره

محبوب ترین مطالب

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «داف» ثبت شده است

در ابتدا  اگر شما در وحله اول وقتی که تیتر این پست رو خوندید به یاد کامیون های فوق العاده داف افتادید.احسنت بر شما احتمالا یا بیش از ۵۰ سال عمر دارید یا اصلا در جامعه ایرانی حضور چندانی نداشتید یا نمیدونم والله دیگه نظر دیگه ای ندارم ( اگر انقدر از جامعه دور هستید به گمونم محتوا هایی بسیار مهم تر و ضروری تری وجود داره که بخونید تا این پست)


از بچگی علاقه زیادی به داف داشتم (البته منظورم کامیون داف هست دلیلش هم رنگ نارنجیش بود )


خیلی سعی کردم بتونم تیتری ادبیانه تر را برای این پست وبلاگ به کار ببرم ولی حیف هر چقدر که فشار اوردم رو خودم که از گنجینه ی لغات و اصطلاحا ظرافت های کلامی فرهنگ و ادبیات چند هزار ساله ی پارسی استفاده کنم نتونستم کلمه ای رو پیدا کنم که مفهومی که مد نظرم هست رو منتقل کنه (البته کلمه نابخرد کلمه ای شاید مترادف باشه ولی عمق سطح نفوذ مورد نظر من رو نمیرساند و البته پوشش متفاوتی از جامعه را در بر داره)

اول از همه یه عادت همیشگی تاریخچه کوچک در مورد این کلمه بدم( طبق انالیز هایی که من تو وب فارسی انجام دادم و تطبیق داده های موجود در وب فارسی تنها یک مقاله تک صفحه ای طنز به عنوان (داف جیست موجود است)که این متن ابتدا در شبکه های اجتماعی پخش شده بود بعد هم چند تا وبلاگ این متون رو کپی کرده بودند به غیر از اون یک مقاله در ویکیپدیا که کاملا ناقص بود به چشمم خورد البته من امام زاده رو اشتباه رفتم جایی که جولانگاه این داستان ها هست همانا شبکه اجتماعی وزین اینستاگرام هست و تا همین الان  ۴۴۳۹۹۶ پست عمومی هشتگ داف داشته اند (با توجه به این که عکس هایی که داف مانند هستند یا کسایی که مصداق دافیت دارند به احتمال خیلی کم هشتگ داف میزارند با این اوصاف عدد نزدیک به نیم میلیون یه جورایی یه ترند جهانیه ) وقتی در فرهنگ لغات زبان انگلیسی معنی این کلمه رو سرچ کردم هم معنی خاصی پیدا نکردم البته در المانی هم همین سرچ کردم معنی خاصی نمیده فقط ظاهرا در یه سری کشور ها هست که منظورشون شبیه به منظور در فارسی است ولی مصداق فرق داره (نمیدونم متوجه شدید چی میگم یا نه ولی خیلی تلاش کردم که نگم در یه سری کشور ها این کلمه معنی ک ا ر گ ر ج ن س ی میده ) و البته گاها زبان پراکسیس اجتماعی است و بیشتر از آنکه جایگاه برخورد معانی باشد جایگاه برخورد منافع است. این است که گفتن بانو به جای ضعیفه یا حتی داف به جای هر دو، جایگاه‌های این معادله را به کلی در هم می‌ریزد (‌و البته بعضی اوقات در ادبیات عامه حال حاضر این کلمه مفهومی تمجیدی دارد ) 


با این مقدمه یه مقدار طولانی تازه میخوام برم سره اصل مطب و تازه میخوایم ببینیم قضیه چیه ؟





اما نکات مهمی که میخوام بررسی کنم شامل شش نکته ی مهم هست


۱- خصوصیات فیزیکی و روانی دافی ها و شرایط داف بودن چیست؟؟

۲- دافی بودن چه مزایایی دارد و چه هدف هایی را به دنبال دارد و ایا شخص را  در راه رسیدن به اهداف مد نظرشون کمک میکند؟؟

۳ - داف بودن از کجا سرچشمه میگیرد؟  ایا در نسل های قبلی و در فرهنگ اجتماعیگذشته ایران معادلی داشت؟

۴ - عواقب بزرگ شدن جامعه دافی و داف طلبی  

۵ - راه مبارزه با گسترش داف طلبی و دافیت( ایا اصلا نیازی به این مبارزه هست) 

۶ - معادل دافیت ایا پافیت است و خصوصیات پافیت چیست


( این ترتیب هیچ نوع نظم خاصی ندارد بررسی آن هم همان طور نظمی خاص ندارد و فقط به دلخواه نویسنده است )


۳ - داف بودن از کجا سرچشمه میگیرد؟ و ایا در نسل های قبلی و در اجتماع قدیمی ایران معادلی داشته است؟

همیشه وقتی عرضه ای در بازار اتفاق میفتد و رواج پیدا میکند بلاشک دلیلش این است که تقاضای اون هم در بازار زیاده این که بخوایم سرپوش بزاریم روی این قضیه شبیه به کبکی است که سرش رو در برف میکند ( معضلاتی مثل اعتیاد- بزه - مشکلات اجتماعی خانوادگی - بیکاری - وابستگی ها و تاثیر بده تکنولوزی .... رو نمیشه به صورت دستوری رفع کرد یا محدود کرد)
وقتی هم در جامعه ما سبک پوشش ها سبک پیرایش و ارایش ها و البته ساختار ذهنی هدف گذاری های بخشی بزرگ از جامعه به این سمت سوق پیدا کرده خب نمیشه اون رو نادیده گرفت ( البته به گمونم اگه بخوایم بخش بندی کنیم جامعه را احتمالا نمیشه این رو به همه جای کشور تعمیم داد مثل: نواحی روستایی و یا شهر های کوچک غیر توسعه یافته و یا مکان ها و خانواده ها و افراد مذهبی ولی از اون جایی که این دسته حتی اگر تعدادشون کم باشه نمودشون در جامعه زیاده (مثل یه پورشه پانامرا طلایی که تو خیابون راه میره و وقتی چند تا بشه شما میگید وای چقدر پورشه زیاد شده و چون این ها در انظار زیاد دیده میشن پس گمون میکنیم که زیادن ) بحث من اون دسته ها و تمام جامعه ایران را شامل نمیشه
البته به نظرم برای ریشه یابی این قضیه باید بریم یه مقدار عقب تر به غیر از تاثیر ماهواره و شبکه های اجتماعی بیگانه و در حقیقت جنگ نرم ( البته این رو که همه میگن باید یه جورایی طرحی نو در اندازیم و فلک را سقف بگشاییم :)) به نظرم این کار یه جورایی کاریکاتوری است از ترکیب بین جنبش های زنان که یه جورایی دنبال حقوق از دست رفته زن ها بودن و ترکیبی از استفاده از زیبایی زنانه در حقیقت قدرت زن به کشش که این مقوله ها به صورت خیلی خیلی هجو امیزی با هم در جامعه حال حاضر ایران ترکیب شده اند. با ویدیو های شو ها و اهنگ ها و البته یه سری فیلم ها و سریال ها که فکر میکنن اره ادم باید 24 ساعته این شکلی باشه(نکته خنده داره قضیه اینه که از لحاظ نوع استایل اون عزیزان سلبرتی در مواقع خاص اینجورین نه این که بخوان تا سره کوچه برن یه ساعت وقت اماده سازی بکنن و البته همیشه ادم ها در مهمونی و دور همی و گردش و تفریح هستند)
من یه مطالعه اندکیدر مورد ساختار های اجتماعی زنان در گذشته تاریخ ایران داشتم به غیر از اون دسته از زن های روشن فکر و با سواد یا زنان غیور (‌از زنان مدارس و اکابر یا زنان همه فن حریف  قدیمی و زن خان و... ) و .... اگر در چهارچوب زن همسری یا زن مادری قرار دهیم(در حقیقت جایگاهی برای زن به غیر از محل رجوع برای شوهر یا بزرگ کننده فرزندان ایجاد نکنیم ) از لحاظ فکری برای بسیاری از مردان آن عصر به دنبال زن هایی بودند که ساختاری مشابه ساختار ذهنی دافی های الان داشتند(سن کم به خاطر این که چیزی از دنیا حالیشون نشه - بیخیالی از وقوع رویداد ها - حبس در دایره تنگ خونه هییات مذهبی و جمع های زنانه ) و بر مبنای همون ظاهری که داشتند انتخاب میشدند( البته معیار ها و ملاک های زیبایی خیلی فرق میکرد و این نکته هم مهمه که چون سن ازدواج بسیار کم بود اصلا در چهارچوب تغییرات ظاهری نمیتونستن بگنجند )  شاید منشا این کاریکاتور ترکیبی خنده دار از زن مدرن غربی و سنتی قدیمی ایرانی هست که در حقیقت یه جورایی خواسته ظاهر غربیه رو بگیره ولی به صورت خیلی اغراق امیز گرفته و البته ذهنیته پیشرفته و ... رو هم نگرفته و چهارچوب های زن شرقی ایرانی رو هم درنوردیده


حال با این اوصاف وقتی ما در قرن بیست و یکم هستیم قرن تکنولوژی و ... چه دلایلی وجود دارد که فرد را به این سمت و سو سوق میدهد.

۱- خصوصیات دافی ها و شرایط داف بودن. در ابتدا میخوام از خصوصیات ظاهریشون بگم :

یک - ممکن نیست که دماغشون رو عمل نکرده باشند البته مدل رو به بالاااا  ( البته به هیچ عنوان قصد توهیین و یا خدایی نکرده شامل کردنه هر کسی که بینی اش رو مورد عمل جراحی قرار داده ندارم هر کسی به هر علتی ممکنه بینی خودش رو عمل کنه چه اقا چه خانم که تصمیمی خودشون هست ) 
دو - ژشت عکس گرفتنشون هم همشون یه جوره یعنی یه مدل دارن همون جوری عکس میگیرند (دیگه نیاز به توضیح نیست با انالیز عکس ها کاملا متوجه میشید )
سه چهره تقریبا ممکن نیست این خرده فرهنگ موهای طلایی نداشته باشند(البته رنگارنگ هم موجوده) ابرو ها هم که تا ته میتراشن و خالکوبی میکنن ابرو رو یه جایی که هیچ کسی قاعدتا اون جا ابرو در نمیاره- یه جوری هم ارایش میکنن که انگار مقدار زیادی لوازم ارایش در خونه انبار کردن و باید به هر صورت استفاده شه ) - دندون های جلوی بسیار بسیار سفیدی دارند (به صورتی که نور فلاش رو میتابونه تو لنز دوربین عکاسی البته نکته خنده دار اینه سلامت دندان افتضاحی دارند دندان های خراب زیادی دارند در بین دندان های عقبی ) - بلاشک یه فنی هم با صورتشون زدن بوتاکسی ژلی عملی چیزی - ژشت راه رفتن به خصوص خودشون رو دارند- ناخون های خیلی خیلی عجیب غریب
در جمع ها خیلی بلند بلند میخندن (البته خب قاعدتا هر کی که میخنده دافی نیست )
محتویات کیفشون شامل چند عدد گوشی موبایل مقدار بسیار زیادی لوازم ارایشی گاها چاقو - هندزفری هست و البته در همه ی ارکان زندگیشون مسابقه مصرف گرایی رو شاهدیم.
این عزیزان دونه به دونه شهرک های ساحلی و مناطق عظیمیه کرج و باغ های ملاردو... ویلا های لواسون رو با رسم شکل میتونن رسم کنند در مورد بازار های تهران و استانبول و دبی و .... هم که نگم که اینا دونه دونه مغازه ها رو ویترین به ویترین اسکن کردن و با اتیکت قیمت حفظ هستند (البته منظورم هر ادم خوش لباسی که زیاد لباس میخره نیستا)





۲- دافی بودن چه مزایایی دارد و چه هدف هایی را به دنبال دارد و ایا شخص را  در راه رسیدن به اهداف مد نظرشون کمک میکند؟؟


در وحله اول دافی بودن به احتمال بسیار زیاد توجه افراد را به فرد مورد نظر (داف مورد نظر ) جلب میکند که این نکته ی اصلی است که دافی به آن نیاز دارد(البته جلب توجه نکته ای است که برای همه انسان ها بسیار مهم است) اما این جلب توجه در هر فردی ازکانال خاص به خودش ایجاد میشود.و همیچنی

حال نکته ی حائز اهمیت نرخ تبدیل (نرخ تبدیل معیار بسیار مهمی در همه ی ارکان هست چه بیزینس جه قرار ها چه هر چیز دیگه ای مثالی که میتوان نرخ تبدیل را به عینه توضیح داد : این که هزار نفر در روز مراجعه کنن به فروشگاه شما (چه فروشگاه فیزیکی چه فروشگاه انلاین) اصلا مهم نیست مهم نرخ تبدیل بازدید کننده به خریدار هست به عبارت دیگه این که چه حجم از افرادی که شما برایشان جلب توجه میکنی تاثیری مثبت داره در مثال جذابیت دافی یعنی با دافی بودن چقدر میشه فرد جذب کرد و این افراد جذب شده چقدر مفید هستند) و با این کار میخواهند منافع مالی اجتماعی بهتری را برای خودشون فراهم کنند و البته نکته ی مهمی که اتفاق میفتد این عزیزان حلقه ی افراد ارتباطی بسیار بسیار گسترده ای دارند و افراد خیلی زیادی رو میشناسند(البته نکته ی تعجب بر انگیز و البته تاسف برانگیز داستان این هست که با این که این همه ادم رو میشناسن ولی عمق ارتباطشون با آن ها خیلی خیلی کم هست.


به نظرم این طرح خیلی خوب مفهوم داف و دافیت رو میرسونه

4- عواقب بزرگ شدن جامعه دافی و داف طلبی 


این که دارم به مرور زمان مقاله ور کامل میکنم یه سری مزایا داره یه سری معایب ولی مزیت خیلی جالبی که داره اینه که من رفتار سنجی مخاطب رو هم در نظر میگیرم و این تاثیر مستقیم داره در ادامه دادن نوشتن این پست(که خب این خیلی خوبه)

الغرض

یکی از عزیزان خواننده این متن پیام فرستاد بر این مبنا که هاشم تو مشکلت با این جامعه دافیت و داف طلبی و داف پسندی و... چیه ؟؟؟ بزار باشن دیگه به این خوبی جای تو رو تنگ کردن؟؟

راستیتش من به شخصه به همه اقشار همه نژادها  همه ی خرده فرهنگ ها همه ی تفکر ها هر چی که باشه هر جقدر عجیب غریب احترام میزارم و به عنوان یک انسان سعی میکنم با همه ی افراد دنیا از هر قشری هر جور که هستن رابطه مثبت داشته باشم و حس خوبی بهشون بدم پس من من مشکلی با داف بودن ندارم بزار باشن خوش باشند.

اما مشکل رو من یه مقداری از زاویه بالاتری میبینم و نگاه بلند تری دارم (نه این که ادعای روشن فکری کنم و بگم جامعه این جوریه اون جوریه و سیگارم رو اتیش کنم ادامه قهوه ام رو بخورم نه اصلا و ابدا این جوری نیست ولی راستیتش از همه گیر شدن کم عمقی در جامعه هراس دارم )چند تا دلیل اصلی که گسترش دافیت در جامعه مشکل دارم عبارتند از :

1- این قشر (داف ها ) ارزش افرینی ندارند(یعنی کلا شب تا صبح بیدارن و دارن گوشی سیخ میدن و کلا روز ها رو معمولا خوابن فعالیت اقتصادی چندانی ندارن و معمولا هزینه ها از بیرون تامین میشه

2- هزینه های زیادی ایجاد میکنن خیلی خرج مصرف گرایی دارند و....

3- کسب و کار های زیان ده برای جامعه رو رونق میبخشن (توضیح نخواین در مورد این کسب و کار ها که جاش تو این وبلاگ نیست)

4- هدفی در زندگی ندارند و بی هدفی در زندگی را بین افراد رواج میدهند.(هدف دارنا ولی هدفاشون خیلی سطحی مضحک و مسخره است البته اصلا قصد توهیین ندارم )

5- کالیبره زیبایی و وابستگی ساختار های روابط کار کردن ها و نوع رفتار های اجتماعی مثبت رو در جامعه به هم میریزند.

6- گسترش دهنده ی بی سوادی و سطحی نگری در جامعه هستند.

7- نغییر دهنده ی رفتار های اجتماعی جامعه و تغییر در دیدگاه اجتماعی مردم

8- عنصری بی فایده برای جامعه و حالت سربار برای خانواده و افراد دیگر


۶ - معادل دافیت ایا پافیت است و خصوصیات پافیت چیست؟

اولین بار که اصطلاح زن خیابون رو شنیده بودم (به گمونم اول دوم ابتدایی بود) بر میگشت به اولین  روزنامه ی کاغذی که میخوندم (البته الان سال هاست که هیچ روزنامه ی کاغذی رو نخوندم) به غیر از دایرت المعارف مجد و سری کتاب های فسقلی ها اولین روزنامه ای که میخوندم روزنامه اعتماد و روزنامه جام جم بود (بر میگرده به سال 80 الی 81 ) معمولا برم جذاب ترین قسمت این روزنامه ها قسمت حوادث بود(البته از چهام یا پنجم ابتدایی قسمت اقتصادی هم برام بسیار جذاب شده بود) و البته وِیژه نامه تپش به هر صورت در اون روزنامه بار ها زن خیابانی رو شنیده بودم و برام همیشه عجیب بود این و در حقیقت معنی مترادف با گدا داشت (البته بعد ها فهمیدم خیلی از اوقات از دری که فقر بیاد فحشا هم میاد ) از این داستان سال ها گذشت و با تیتر جالبی در مجله به نام مردان خیابانی مواجه شدم.
در حقیقت شک ندارم که تعداد مردان خیابانی بسیار بسیار بیشتر از زنان خیابانی است میتونید تراست بودن سخن من رو با دیدن تعداد زیاد ماشین هایی که برای یک زن خیابانی به کنار میروند را ببینید ( اتفاقا یه تحقیق جامعه شناسانه ای بود که میگفت تعداد مردان خیابانی هفت برابر زنان خیابانی است و البته 76 درصد از این افراد متاهل هستند و نکته عجیب تر اینه که مردان خیابانی حداقل در روز صد بار بوق میزنن (البته موردی که موجب میشه که امنیت اجتماعی رو خدشه دار کنه این است درصد زیادی از این اتفاق ها مزاحمت آمیز است و موجب ناراحتی و رنجش عابرین میشود عابرینی که فقط عابر هستند) حالا با این مقدمه طولانی میخوام برم سمت پافی و پافیت(البته یه نکته مهم داف عزیز یا پاف عزیزی که این پست رو میخونی شما زن خیابانی یا مرد خیابانی نیستیادسته شما با این عزیزان فرق داره خدایی نکرده کودورتی پیش نیاد)

بدنسازی، مدام داروی هورمونی می خورند هر شب مهمونی و قرار شام و با بروبچس بیرون هستن تا حالا عاشق نشدن و اعصاب ندارند. صد بار بیمارستان رفتنو هر دفعه یه جایش را بخیه زده.از تصادف های رانندگی در حین مستی گرفته تا خودزنی سره رو کم کمی و ... عشق خالکوبی هستند یه دونه از این اهروا مزدا های خیلی بزرگ هم یه جاشون وصل کردند و البته فکر میکنند که خیلی پیچیده هستند، اما همیشه قابل پیش بینی هستند و البته معمولا سواد چندانی ندارند و شغل خاصی هم ندارند و از جیب و یا ارثیه پدر جان روزگار میگذرانند( البته گاها نمونه هایی از آن ها وجود دارند که شاغلند در مشاغلی مثل ارایشگری - مربی بدن سازی - لباس فروشی  که خب از آن جا که ماهیت کار این عزیزان و البته نوع تفریحات و روحیات این عزیزان با شغل و شاغل بودن اصلا به هم نمیخوره(حداقلش اینه که اصلا ادم های دقیقی نیستن و البته ممکنه امروز باشن فردا نباشن و اون ثبات و پایداری رو ندارن ) این عزیزان معمولا یا سربازی معاف شدند و یا مشمول غایب هستند و بعضی اوقات هم دیده شده با استفاده از کاردانی گیاهان دریایی که 5 سال ادامه دادند از سربازی شانه خالی کرده اند.

به هر صورت این عزیزان دغدغه هایی جالبی دارند شبیه دافی ها و داف ها با این تفاوت که جنس مذکر هستن و البته نکته ای که صادق هست معمولا داف ها به دنبال پاف ها میگردند و پافی ها هم به دنبال داف ها (البته گاها ادم های معمولی هم هستند که به دنبال داف ها میگردند)



۵ - راه مبارزه با گسترش داف طلبی و دافیت( ایا اصلا نیازی به این مبارزه هست)

نظر شخصی من اینه که بله صد در صد (البته یه سری شاید این نظر رو داشته باشند که خب به تو چه هر کسی یه جوره ضمن این که مگه بده ادم به خودش برسه؟ تبرج در همه جای دنیا خوب بوده و هست)اما مشکل از اون جا شروع میشه که این کار عمومیت میابه و طبق این استاندارد باید همه ی دختر ها و پسر ها باید از باشگاه  برن ارایشگاه از ارایشگاه برن مهمونی و قص علی هذا و وقتی این فرایند تحسین بشه اتفاقات خیلی بدی از پس پرده به بار خواهد آورد.

و در کل این افراد شبیه ساز این هستن که در شبکه های مجازی (در کل در بیرون از جامعه ی کوچکی که درش زندگی میکنن و تاثیر میزارن و تاثیر میگیرن هستند.

«اصولاً افراد زیبا و خرسندی که در شبکه‌های مجازی می‌بینید، در واقع اصلاً خوشحال نیستند. آنها بسیار افسرده و غمگینند. بر اساس قانون نانوشته‌ی شبکه‌های اجتماعی، بسیاری از خوشبخترین کاربران، احساس ناراحتی دارند و به هیچ وجه آن چیزی نیستند که نمایش می‌دهند.»


خرد

(در مورد خرد مفصلا توضیح خواهم داد)



پینوشت:

این پست ادامه دارد و داره تقریبا هر روز اپدیت میشه و چون نیاز به جمع اوری دیتای بیشتر دارد هر روز در حال پیشرفتنه و شاید هم در اخر تبدیل شه به پیپر ولی در اسرع وقت تمام خواهد شد(ضمنا اگه براتون جالب اومد این موضوع پیشنهاد میکنم هر روز این پست رو چک کنید ) به هر صورت به قول حکیم سعدی بزرگوار از هر چه بگذریم سخن دافففففففف خوش تر است( چی کار دارید با حکیم بنده خدا اونم دل داره رفته دور دور سعادت اباد بیچاره ابومحمّد مُشرف‌الدین مُصلح بن عبدالله بن مشرّف (معروف به سعدی) نمیتونه بره یه دور دور چی کار دارید با این بچه)
۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۶ ، ۲۲:۰۲
سید هاشم زرین کیا